عبدالحسیب صدیقی؛ سخنگوی ریاست امنیت ملی گفت که تلاش شماری از فرماندهان طالبان برای دیدار با ملاعمر؛ رهبر این گروه ناکام مانده است.به گفته آقای صدیقی، ملا اخترمحمد منصور؛ فرد نزدیک به رهبر طالبان مانع از ملاقات فرماندهان طالبان با رهبر شان شده است.سخنگوی امنیت ملی روز جمعه گفت:"رد این ملاقاتها سؤالهای زیادی در مورد تاثیرگذاری، زنده بودن و آزاد بودن ملامحمد عمر ایجاد کرده است".سخنگوی امنیت ملی همچنین گفت که در میان شماری از فرماندهان ارشد طالبان "اختلافات جدی" وجود دارد.آقای صدیقی افزود که طالبان در جریان سال گذشته سه بار تاکتیکهای جنگی خود را تغییر داده اند و در هرسه بار کامیاب نبوده اند. به گفته آقای صدیقی همین ناکامیها تاثیرگذاری رهبر طالبان را زیر سؤال برده است.این در حالی است که اخیرا پیام عیدی منسوب به رهبر طالبان منتشر شد.ملا عمر، همواره هر سال در عیدها پیام تبریکی میفرستد.ملا عمر نماد تام و کاملی از رهبری و فرماندهی یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ در اختفا و استتار است. در قرنی که همه چیز به کمک رسانه های همگانی و تکنولوژی های دیجیتال، راززدایی شده و حتی با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته شنود و استراق سمع، سازمان های جاسوسی قدرت های بزرک جهان، گفتگوهای خصوصی افراد و شهروندان عادی کشورها را نیز شنود می کنند و کنفرانس ها، نشست های بین المللی، اجلاس سران قدرت های مطرح جهان هم از این امر مستثنی نیست. مثلا امریکا می تواند به راحتی به مکالمات شخصی نخست وزیر آلمان گوش فرادهد و در نتیجه تمامی تماس های او را ردگیری و ثبت نماید، ملا عمر همچنان معمای بزرگ دنیای ماست.براساس ملاحظات اطلاعاتی و امنیتی و از آنجا که او اکنون مثلا تحت تعقیب نیروهای خارجی است و رهبری یک گروه ممنوعه تروریستی را به عهده دارد شاید قابل توجیه باشد که او همچنان در خفا و خلوت به سر برد و از ظهور و جلوت در ملأ عموم خودداری ورزد؛ اما گره کور ماجرا اینجاست که او حتی در زمانی که پنج سال تمام بر بیش از ۹۰ درصد خاک افغانستان سلطه نظامی و سیاسی داشت نیز هیچگاه در ملأ عام ظاهر نشد.همه آن چیزی که مردم و رسانه های جمعی جهان از او می دانند یک عکس سیاه و سفید بی کیفیت است که صورت مردی را نشان می دهد که ریش انبوه و دستار افغانی دارد و یک چشم اش کور است!بنابراین، در عصر انفجار اطلاعات و سلطه و سیطره مهارناپذیر تکنولوژی اطلاعاتی و جاسوسی سایبری، ملا عمر همچنان معمایی سربسته و رازی سر به مهر است.به همین دلیل، بسیاری از مردم و ناظران، بارها مساله وجود و عدم او را مطرح کرده اند و اخیرا ریاست امنیت ملی کشور نیز با اتکا بر اطلاعاتی که از ممانعت یک فرمانده ارشد نزدیک به ملا عمر از ملاقات گروهی از فرماندهان طالبان با او به دست آورده، تشکیک در مورد مرده یا زنده بودن وی را پیش کشیده است.حتما به یاد داریم که سال ها پیش، زمانی که خبرنگاری از دونالد رامسفلد؛ وزیر دفاع وقت امریکا در مورد بن لادن و محل اختفای او پرسید، او پاسخ داد که نمی داند بن لادن کجاست؛ ولی این را می داند که او یا زنده است و یا مرده است!این پرسش و پاسخ طنزآمیز در حالی صورت گرفت که هنوز چندسالی از آغاز عملیات ضد تروریزم امریکا در افغانستان، سپری نشده بود.صرف نظر از اینکه با توجه به شیوه مشکوک مرگ بن لادن توسط کماندوهای امریکایی و اینکه سرانجام اعلام شد جسد او شب هنگام به دریا انداخته شده و... آیا او نیز شبیه ملاعمر، با مساله وجود و عدم یا زنده و مرده مواجه است یانه به نظر می رسد همین داستان پرسش برانگیز ملاعمر کافی است؛ تا نتیجه بگیریم جنگ با تروریزم، اساسا جنگ با اشباح و سایه هاست؛ یک بازی واقعی با شخصیت های خیالی مانند آنچه در بازی های کامپیوتری یا فلم های هالیوودی اتفاق می افتد! و جالب است توجه کنیم که روزانه چه تعداد انسان بی گناه برای مبارزه با این دشمنان فرضی و شخصیت های خیالی، به قربانگاه می روند و به خاک و خون کشیده می شوند.