در چند ماه اخیر بیش ازهر زمان دیگر سخن از صلح با طالبان گفته شده است، سخنگوی وزارت خارجه از مکان مذاکره با طالبان سخن گفت. رئیس جمهور اشرف غنی به توهم مذاکره با طالبان و ایجاد روند صلح، از تجاوز عربستان سعودی به خاک یمن جانبداری کرد. به گمان این که عربستان سعودی به دولت افغانستان در راه ایجاد روند صلح کمک کند. حال حکومت افغانستان با موضع جانبدارانه از موضع سعودی جایگاه خود را در میان کشورهای آزاد دنیا کاهش داد، همسایگان افغانستان را نسبت به کشور حساس تر کرد و همگرایی منطقهای افغانستان دچار اختلاف شده و اعتماد میان افغانستان و کشورهای همسایه را متزلزل ساخت. اما هیچ آشکار نیست که مذاکره با طالبان چه وقت و در چه زمان کلید خواهد خورد و عربستان سعودی چه کاری برای ایجاد صلح در افغانستان خواهد کرد و مردم تا چند وقت در توهم ایجاد صلح به سر برند و این همه جنایت های بی شمار طالبان را تقبل کنند؟آنچه از حکومت افغانستان امید می رفت آن بود که در سال جدید و بهار نو افغان ها بمب گذاری های کنار جاده ای و خشونت ورزی های انتحاری را تجربه نکنند. با این همه رفت آمدهایی که در سطح منطقه و جهان صورت گرفت، حداقل انتظار آن بود که امسال سال به نسبت آرامی آغاز شود.اما گویا طالبان و قدرت های پشت سر آن گروه با حکومت افغانستان بازی مضحکی را آغاز کرده اند و با فرو کوفتن جایگاه حکومت افغامستان در نزد افکار عمومی نخست به تضعیف جایگاه و شخصیت حقوقی حکومت پرداخته اند آنگاه به جای پیک صلح، خشونت ورزان انتحاری را فرستاده اند. خشونت هایی که در یکی دوماه اخیر از سوی گروه طالبان بر مردم اعمال می شود نشان می دهد که طالبان و قدرت های حامی این گروه، در صدد صلح با حکومت افغانستان نیستند. مقاصد دیگری دارند که هنوز به آن دست نیافته اند و متاسفانه صلح ابهام گونه ای است که در اذهان حکومت گران افغانستان ایجاد شده است و گمان می برند که تائید مواضع ناحق سعودی ها، آنها را در رسیدن به صلح و ثبات کمک می کند. نشانه ها دال بر آنست که حملات بهاری طالبان کماکان آغاز یافته و هر روز که می گذرد ابعاد جنایت طالبان بیشتر و بیشتر می شود. افراد بی گناه بیشتری به کام مرگ فرستاده می شوند. حکومت به توهم ایجاد صلح از شدت عمل خود فرو کاسته و در برخی مناطق نیروهای امنیتی به حال خود رها شده اند.در بدخشان نیروهای ارتش ملی افغانستان توسط نیروهای خشونت طلب طالبانی ربوده شده و جسد بی جان فرزندان این خاک به زمین افتاده اند. اما حکومت داعیه صلح با طالبان را در سر می پرورد. در غزنی بمب های کنار جاده هر روز قربانی می گیرد. در جلال آباد و خوست حملات انتحاری جان دهها انسان بی گناه را می ستاند. در مزارشریف جان ده ها نفر قربانی خشونت انتحاری طالبان می شود.اما رهبران حکومت افغانستان بدون کمترین توجهی در رقابت های سخیف تقسیم قدرت به سر می برند. متاسفانه حکومت آن قدر در خود فروفته و سر گرم زد و بندهای داخلی و چانه زدن بر سر تقسیم قدرت هستند که فراموش کرده اند که بحران ناامنی کشور را در کام خود فرو برده است. هر یک نیز سنگ طرفداری از ملت را به سینه می زنند و تصورمی برند اگر کشمکش ها ادامه پیدا کند، اگر ناسازگاری ها بر سر تقسیم قدرت افزایش یابد و اگر هر روز خلاهای قدرت بیشتر شود مردم تحسین خواهند کرد و موضع هر کدام را خواهد ستود و از هر یک تقدیر خواهند نمود.اما برعکس، دیدن این وضعیت تنفر مردم را افزایش می دهد. قدرت طلبان نشسته برگرده مردم باید بدانند که زیاده خواهی آنها، ذهن و روان مردم را آشفته تر از سال گذشته کرده است. بهار پارسال، مردم با امیدواری سال را آغاز کرده بودند، با ریسک قربانی شدن در پای صندوق های رای گیری رفتند، تا نشان دهند که خواهان تغییر وضعیت زندگی خود هستند و بیش از این تحمل قدرت فاسد را ندارند و نمی توانند فساد دستگاه سیاسی و اداری را در کشور تحمل کنند . با این که ریسک را پذیرفتند تا سرنوشت خود را تغییر دهند بی خبر از این که فساد کرزی چنان ریشه دار است که چند نسل بگذرد فساد پایان نمی یابد.تشکیل حکومت وحدت ملی نتیجه فساد حاکم در درون حکومت کرزی بود. حکومت وحدت ملی که وحدت درونی آن به تار مویی آونگان است و هر کدام قدرت را برای خود می خواهند و در کشمکش به دست آوردن بیشتری هستند. نتیجه آنست که امیدواری های سال گذشته جای خود را به یاس و در ماندگی داده است. مردمی که بی پناه تر و بی سامان تر از هر زمان دیگر است. مردمی که آینده موهومی را انتظار نشسته اند. مردمی که مطالبات بر حق شان در زد و بندهای میان حکومتی گم شده است. این یک تیم، آن دیگری را مقصر می داند و طرف مقابل نیز دیگری را. با آن که شش ماه از تشکیل حکومت گذشته است، هنوز یکی از عمده ترین مواد توافق نامه هر دو تیم عملی نشده است. در حالی که تا چند ماه دیگر باید انتخابات پارلمانی در کشور بر گزار گردد وکلای جدید در پارلمان کشور تعیین شوند.یکی از کلیدی ترین وزارت خانه های کشور که امنیت و ثبات با آن پیوند وثیق دارد، هنوز بدون وزیر است. هر دو تیم حکومت بر سر این که طرفدار کدام یکی بر مسند وزارت دفاع تکیه زند اختلاف دارند. در عین زمان طالبان کمین کرده اند که با استفاده از اختلافات میان دو تیم عملیات خشونت ورزانه خود را با شدت بیشتر انجام دهند، و تفرقه و تشتت بیشتر میان مردم به وجود آورند، اقتصاد مردم را به ورشکستی برسانند. اختلافات مذهبی را تشدید بخشند و زمینه را برای ظهور داعش فراهم آورند.افغانستان برای ایجاد صلح و ثبات در کشور به اعتماد میان همسایگان افغانستان بیشتر نیاز داشت تا تائید موضع عربستان سعودی. افغانستان با موضع جانبدارانه از تجاوز سعودی ها، خود را در معرض بی اعتمادی کشورهای همسایه قرار داد. اما پاکستان اعتماد همسایگان را به خود جلب کرد و نشان داد که باورمند به تعامل منطقه ای است. این دو موضع، دو پی آمد برای هر دو کشور برجای خواهد گذاشت. دخالت های پاکستان در امور افغانستان با اغماض قدرت های منطقه ای مواجه خواهد شد و این اغماض و چشم پوشی می تواند دست پاکستان را در امور افغانستان باز بگذارد. طالبان هم چنان با ادعای بلند پروازانه به عملیات خود در خاک افغانستان ادامه دهد. چنانچه همین حالا شاهد آن هستیم و حکومت افغانستان تاوان ذهن متوهم خود را بیش از این می پردازد.