رژیم سعودی که بر سه اصل خشونت، نفرت افکنی و تکفیر بنا شده است در طول حاکمیت سیاه خود بستر مناسبی را برای رشد افراط گرایی فراهم کرده است. هم از لحاظ ایدلوژیک و هم از نظر مالی و سیاسی حامی گروههای افراط گرا و ترویستی بوده است و میان رژیم سعودی و گروههای دهشت افکن و تروریزم بین المللی رابطه و پیوند مستحکم و ناگسستنی وجود دارد. و این رابطه چنان آشکار است که دیگر متحدان غربی عربستان نیز از آن چشم پوشی نکرده و به صراحت رژیم سعودی را متهم به حمایت از تروریسم میکند. نگاه گذرا به حوادث تروریستی در مناطق مختلف دنیا نشان دهندۀ این واقعیت تلخ است که هر جا عملیات تروریستی صورت میگیرد، پای عربستان سعودی در میان است.اسامه بن لادن رهبر القاعده شهروند سعودی بود، ۱۹ نفر از حمله کنندگان به برجهای مرکزتجارت جهانی در نیویورک تابعیت عربستان داشتند. بسیاری از جنگجویان داعش در سوریه و عراق را شهروندان عربستان تشکیل میدهند. تاشفین مالک یکی از دو مهاجم در حادثه تروریستی "سن برناردینو" امریکا که ۱۴ کشته و ۱۸ مجروح برجای گذاشت، تابعیت سعودی داشت. همۀ این عوامل دست به دست هم داده اند تا چهرۀ عربستان نزد افکار عمومی جهان خدشه دار شود. به همین دلیل است که رژیم سعودی در تکاپو افتاده است و از این ائتلاف تازه تأسیس چند هدف را دنبال میکند:۱. بهبود وجهۀ بین المللی؛ به دلیل مخدوش شدن چهرۀ عربستان در جهان و انتقاد وزیر دفاع امریکا از عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس در کم کاری علیه تروریسم و انتقاد معاون صدر اعظم آلمان از عربستان در ترویج سلفی گری و تروریسم، رژیم سعودی سعی میورزد تا با تشکیل این ائتلاف وجهۀ بین المللی خود را بهبود بخشیده و از حجم انتقادات از این رژیم بکاهد. این رژیم تلاش دارد که با تشکیل این ائتلاف بر روی حمایت های مالی و تسلیحاتی خود از گروههای تروریستی بویژه داعش سرپوش گذاشته و خود را دشمن تروریسم معرفی کند.۲. رقابت با جمهوری اسلامی ایران؛ رژیم سعودی که داعیه رهبری جهان اسلام را در سر میپروراند علیرغم مصرف سالانه ملیاردها دلار برای گسترش نفوذ خود در کشورهای اسلامی و ترویج عقاید خشونت گرا و تکفیری وهابیت توفیق چندانی در کسب جایگاه برتر نزد ملت های مسلمان کسب نکرده است. این مسأله برای سردمداران این رژیم ناکامی بزرگ محسوب میشود. بنابراین حاکمان سعودی بویژه پس از مرگ ملک عبدالله و به قدرت رسیدن ملک سلمان سیاست تهاجمی تر و مداخله جویانه تری را در پیش گرفته است و با مداخله نظامی در یمن و حمایت از رئیس جمهور مستعفی آن کشور، با توجیه مقابله با نفوذ ایران راهکار نظامی را جایگزین دیپلماسی کرد. و پس از انتقاد اشتون کارتر وزیر دفاع امریکا برعدم حضور زمینی عربستان و همپایمانش در سوریه وعراق و عقب ماندن از جمهوری اسلامی ایران در تحولات میدانی و سیاسی این دو کشور، دست به تشکیل این ائتلاف زد تا در صورت لزوم به مداخله نظامی و حضور زمینی در سوریه و عراق اقدام کند و با تصرف مناطقی در این دو کشور بویژ در سوریه در مذاکرات سیاسی برای چانه زنی و امتیاز گیری دست بالایی داسته باشد.۳. جبران ناکامی های گذشته؛ رژیم سعودی که از مداخله نظامی در یمن توفیق چندانی کسب نکرد و به اهداف مورد نظر نرسید و از رسیدن به اهداف مداخله جویانه و توسعه طلبانۀ خود ناکام ماند، اکنون با تشکیل ائتلاف بزرگتر در صدد جبران ناکامی های گذشته است. جنگ یمن هزینه سنگینی را بر رژیم سعودی تحمیل کرده است و طولانی شدن این جنگ میتواند رژیم سعودی را با بحران های زیادی مواجه کند. از این رواست که حاکمان سعودی سعی دارند در صورت برآورده نشدن اهدافشان از طریق مذاکرات سیاسی به تهاجم گستردۀ نظامی به کمک ائتلاف جدید به یمن دست بزند که البته با توجه به مقاومت ملت یمن به نتیجه نخواهد رسید.۴. تثبیت قدرت در داخل؛ پس از مرگ ملک عبدالله جنگ قدرت در خاندان آل سعود میان شاهزادگان تشدید شده است و برخی گزارش ها از رقابت شدید بین شاهزادگان سعودی حکایت دارد و محمد بن سلمان وزیر دفاع و نائب ولیعهد این کشور در مرکز این رقابتهاست و با این گونه اقدامات سعی در تحکیم قدرت خویش دارد.سید میرزاحسین احسانی