باری یک شهروند غیر نظامی سوری با اعتراض گفت که رسانه های غربی، بیشتر از جان مردمان بی گناه غیر نظامی به آثار باستانی این کشور توجه نشان می دهند، این در حالی است که همین مردم بودند که این آثار را به وجود آوردند، آن را حفظ کردند و به آیندگان منتقل کردند.
این جمله در واکنش به بازتاب رسانه ای وسیع سلطه داعش بر شهر تاریخی پالمیرا صورت گرفت که بیم آن می رفت داعش، اقدام به نابودی آن کند.
صرف نظر از اینکه حق کاملا با آن شهروند سوری است؛ زیرا رسانه ها نه تنها تمام واقعیت را منعکس نمی کنند و نمی خواهند منعکس کنند؛ بلکه گاه به اندازه ای روی یک سوژه، زوم می کنند که سوژه های مهم تر و حیاتی تر کاملا تحت الشعاع قرار می گیرند و فراموش می شوند. این الگو در مورد سکوت رسانه های غربی در قبال قتل عام های فاجعه بار داعش در عراق و سوریه و سر و صدای افراطی آنها در برابر اقدامات داعش بر علیه اماکن تاریخی و باستانی این دو کشور، به خوبی قابل مشاهده است.
اما در این میان نباید فراموش کرد که داعش در جریان نبرد مهیبی که در سراسر سرزمین های اسلامی از خاور میانه تا افغانستان و شاخ افریقا به راه انداخته، به ضدیتی آشکار و آشتی ناپذیر با تاریخ نیز برخاسته است.
داعش مقابر بزرگان دینی، آرامگاه های اصحاب گرامی پیامبر اکرم و پیامبران الهی را در عراق و سوریه، منفجر و منهدم می کند، مناره های مساجد را فرو می ریزد، حسینیه ها را نابود می کند و قبرستان ها را با بلدوزر با خاک یکسان می کند.
این اقدامات همگی ریشه در تفکر منحط سلفی دارد؛ تفکری که ریشه اصلی آن در «گذشته گرایی» و ارتجاع آیین قرون وسطایی و متصلب وهابیت قرار دارد.
خاستگاه و پرورشگاه و مرکز اشاعه و گسترش این تفکر منحط، عربستان سعودی است.
حاکمان آل سعود، آشکارا اقدام به ارزش زدایی از اماکن تاریخی و نمادهای دینی می کنند.
برای آنها قبری که نام و نشان داشته باشد، «نماد شرک» است و باید منهدم شود.
به گفته سازمان فرهنگی آموزشی یونسکو شهر باستانی مأرب و موزیم ملی در شهر ذمار یمن که شامل ۱۲۵۰۰ قطعه صنایع دستی بود در جریان بمبارانهای نیروهای متجاوز عربی به رهبری سعودی، کاملا تخریب شد.
با این حساب، رژیم متجاوز سعودی، در یمن نیز همان کاری را کرد که پیشتر توسط اقمار و ایادی دست پرورده خود در عراق و سوریه آغاز کرده بود: تخریب اماکن ارزشمند و بی بدیل باستانی و تاریخی این سرزمین ها به هدف تجاوز به تاریخ و جغرافیا و در نتیجه، محو کامل هویت دینی و اسلامی این سرزمین ها.
نابودی شهر تاریخی نمرود در عراق، تخریب مقبره های مربوط به اصحاب گرامی پیامبر اکرم(ص) در سوریه، تخریب بناهای تاریخی مربوط به مقابر پیامبران الهی، بناهای مقدس ادیان الهی و دیگر اماکن متبرکه، باستانی و تاریخی در دیگر نقاط عراق و سوریه که پیش از این از سوی گروه های تروریستی مورد حمایت سعودی از جمله داعش، انجام گرفته، نشان می دهد که یک هماهنگی سازمانی میان نیروها و جریان های تروریستی و حامیان مالی، معنوی و سیاسی شان در خاور میانه وجود دارد.
رابرت فیسک؛ تحلیلگر روزنامه انگلیسی ایندپندنت، درباره این اقدامات رژیم سعودی و پیوند مشترک آن با رویکرد مشابه گروه های تروریستی و البته موضع دوگانه غرب در این باره نوشت:
«غرب حرکت داعش را در تخریب آثار باستانی محکوم میکند؛ اما نه وقتی پای سعودیها در میان باشد.
تحریف و تخریب تاریخ اسلام به دست عربستان سعودی دارای ارتباط مستقیم با عملیات داعش در راستای برائت از گذشته است.
مواد منفجره اماکن تاریخی خاورمیانه را هدف گرفتهاند، زیارتگاهها و آرامگاهها به جولانگاه بولدوزرها تبدیل شده و قلعههای تاریخی و نماهای دوره عثمانی در معرض نابودی هستند.
حتی منزل همسر مکرمترین شخصیت در کل دین اسلام تبدیل به توالت عمومی شده است. جهان چگونه میتواند مانع این هتک حرمتها و تخریب میراث متعلق به کل بشریت شود؟ اشاره مستقیم در اینجا متوجه وهابیون وقیح سلفی است که گردن میزنند... سعودیها!
و جهان مطلقا کاری صورت نمیدهد. البته زمانی که وهابیون سلفی گردنزن داعش آثار باستانی به جا مانده از روم در پالمیرا را با خاک یکسان میکنند به خشم آمده و لعنت میفرستند؛ اما هرگز جرأت نداشته و تصورش را هم نمیکنند که کمترین اعتراضی را علیه اقدامات آل سعود در نابودی عمدی مقبرهها، منازل و بناهای باستانی منتسب به نبی مکرم اسلام و اهل بیت وی ابراز کنند. طبیعتا، میتوان تحت نوعی نگرش نژادپرستانه نتیجه گرفت که آثار باستانی رومی از آثار اسلام اهمیت بیشتری دارد و امپراتوری روم از اسلام برتر است.
اما دلیل واقعی نادیده انگاشتن تخریب بسیاری از اماکن برجسته اسلامی این است که ما نمیتوانیم و نباید از آل سعود انتقاد کنیم؛ چرا که ثروت پلید شان به حدی ما را به سکوت واداشته است که به خاطر مرگ پادشاه خودکامه شان پرچم انگلیس را در حالت نیمه افراشته قرار بدهیم. مبادا خفیفترین زمزمهای حاکی از ارتباط آل سعود با فرقه آخرالزمانی داعش شنیده شود، داعشی که در پی تحقق اراده مطلقه مذهب وهابی است که نیاکان خاندان سلطنتی کنونی سعودی 270 سال پیش پی ریزی کردند.
سازمان ملل تخریب پالمیرا را مصداق جنایت جنگی برشمرد؛ اما زمانی که کشوری با صدها و بلکه هزاران حامی داعش تاریخ اسلامی عربستان را از جمله اماکن تاریخی با قدمت هزار ساله عربستان را از بین میبرد، اعتنای ما به این تخریب گسترده مثل آن است گو اینکه پنجره کلیسایی در ایرلند شکسته باشد.
نگاهی به آنچه در پادشاهی عربستان میگذرد بیندازیم. مکانی که در مکه در سال 570 میلادی محل تولد پیامبر اسلام بوده یک کتابخانه احداث شده است، حتی همین بنا نیز ممکن است تبدیل به یک آسمانخراش شود. مسجد با شکوه بلال هدف تخریب بلدوزر قرار گرفته است. خانهای که خدیجه -همسر اول پیامبر- در آن در مکه زندگی میکرد به توالت عمومی تبدیل شده است. هوتل هیلتون مکه در محل خانه ابوبکر پدرزن پیغمیر و از صحابی نزدیک و خلیفۀ آتی- احداث شده است. معماری عثمانی اطراف مسجدالحرام به خاطر اجرای پروژههای توسعه صحن تخریب شده است.
اینگونه اقدامات مخرب و نظایر آن مستقیماً متاثر از فرقه وهابی برگرفته از آموزههای محمد بن عبدالوهاب در قرن هجدهم است که قائل به بازگشت اسلام به اصول ناب اولیۀ خود اس. و از همین منظر است که این مفهوم که تقریبا هر نوع بنای تاریخی بهانهای برای بتپرستی است شکل گرفته و قبایل سعودی با شوق آن را پذیرفتهاند.
این نفرت از تاریخ جزء لا ینفک دیدگاه وهابی است که به تخریب آثار باستانی در اقصی نقاط جهان انجامیده است: از تخریب زیارتگاههای شیعیان در پاکستان گرفته تا تندیسهای بودا در بامیان و کتابخانههای باستانی تمبکتو؛ از آثار باستانی مکه تا کلیساهای موصل و ویرانههای پالمیرا و غیره.
نشریه ایندیپندنت که یکی از نخستین روزنامههای غربی بود که در نخستین روزهای ظهور داعش نسبت به ایدئولوژی عناصر این گروه هشدار داد مینویسد: درک صحیح از ماهیت داعش مستلزم مطالعه دقیق عادات مخوف مذهبی است که داعش، طالبان و القاعده را به کشوری پیوند میدهد که پادشاهش خود را «خادم حرمین شریفین» در مکه و مدینه میخواند.»
این رویکرد، بخشی از یک برنامه بزرگ تر برای تغییر مسیر و قلب هویت سیر تاریخی اسلام است که وهابیت از همان ابتدا در پی تحقق آن بوده است.
وهابیت در واقع، نسخه جایگزین اسلام بوده است که در لباس اسلام در پی برانداختن ریشه ها و مبانی هویت اسلامی است.
زدودن آخرین رد پاهای تاریخ اسلام نیز کاملا در راستای همین هدف صورت می گیرد؛ البته با این تفاوت که این همه این اقدامات، زیر نام اسلام، در لفافه مسلمانی، از سوی مسلمان نماهای عرب زبان و به بهانه نجات اسلام از دام شرک و خرافه و انحراف و فساد صورت می گیرد؛ بنابراین، وهابیت نه تنها در صدد براندازی شجره طیبه اسلام است؛ بلکه می خواهد خود را به عنوان خوانش درست و دقیق و واقعی از اسلام راستین و نخستین به جهان و جامعه اسلامی، معرفی کند.
به همین دلیل، گروه هایی مانند داعش که آبشخور فکری و ایدئولوژیک و مالی و تسلیحاتی شان، رژیم های منحط منطقه هستند، دچار نوعی پارادوکس شده اند؛ پارادوکس گذشته گرایی (سلفیت) و گذشته زدایی.
آنها از یکسو به نبرد با تاریخ برخاسته اند و با تخریب مقابر و مساجد و گورستان ها، در صدد امحای آخرین آثار به جا مانده از تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی هستند و از جانب دیگر، با نسبت دادن خود به اسلام راستین و نخستین و طرح ایده نوستالژیک برپایی مدینه فاضله پیامبر و اصحاب کرام ایشان، ایدئولوژی منحط سلفی را به عنوان شبیه ترین نسخه و خوانش از اسلام ارائه شده به وسیله آخرین پیامبر وانمود می کنند.
این پارادوکس البته شمار انبوهی را به اشتباه انداخته است. امروزه بسیاری از هزاران نیرویی که تحت پرچم سیاه داعش، به زعم خود شان به «جهاد» فی سبیل الله و به منظور احیا و اعاده اسلام نخستین، مشغول جنایت و نسل کشی و تخریب و نابودی و انهدام و انفجار هستند، واقعا تصور می کنند که راهی را که آنها برگزیده اند، درست همان راهی است که در فرجام به مدینه فاضله پیامبر، منتهی خواهد شد!
در این میان اما شماری از رهبران طراز اول داعش، سران رژیم های منحط منطقه که حامیان مالی و ایدئولوژيک این تفکر نحس و نفرت انگیز محسوب می شوند و نیز سازمان های جاسوسی کارگزار این نیرو و این تفکر انحرافی و ارتجاعی، می دانند که واقعیت چیزی غیر از آن است که داعش، مدعی آن است.